تبلیغات
وبلاگ شخصی رضا هردورودی - انشای یک بچه ی دبستانی در رابطه با «ازدواج»!!!

هر نظر سازنده ی شما افتخاریست برای ما

انشای یک بچه ی دبستانی در رابطه با «ازدواج»!!!

نویسنده :رضا
تاریخ:چهارشنبه 31 فروردین 1390-08:35 ب.ظ



انشای یک بچه ی دبستانی در رابطه با «ازدواج»!!!

 

نام : كمال    

 

كلاس : دبستان    

 

موزو انشا : عزدواج!   

 

 

هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم.

تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند. 

 

 

بقیه در ادامه مطلب بخونید جالبه 

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید

من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.  

 

مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند.

همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.

دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند!  

 

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یك خانه درختی درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری می كند بعد خانومش می رود دادگاه شكایت می كند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!

البته زندان آدم را مرد می كند.عزدواج هم آدم را مرد می كند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!  

 

این بود انشای من


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot pain causes
سه شنبه 13 تیر 1396 04:02 ق.ظ
Incredible quest there. What happened after? Good luck!
plaza.rakuten.co.jp
شنبه 23 اردیبهشت 1396 02:56 ب.ظ
It is appropriate time to make a few plans for the
long run and it is time to be happy. I've read this publish
and if I may I wish to suggest you some interesting things or tips.
Maybe you could write next articles relating to this article.
I want to read more things approximately it!
economy
شنبه 17 دی 1390 12:12 ب.ظ
te dg kemale bakoshtio
پاسخ رضا : کمال اماره بکوشته
Negar
شنبه 3 اردیبهشت 1390 04:28 ب.ظ
salam. vebe zibaei darin movafagh bashid. khoshhal misham ye sari be vebe bande ham bezanid. Felan bye
عاطفه
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 12:48 ب.ظ
سلام
موش بخوره این پسره رو
چه به خودش گرفته
پاسخ رضا : دیگه دیگه نه اینکه خانمها ذوق نمیکنن
مصطفی_فرح آبادی
چهارشنبه 31 فروردین 1390 11:35 ب.ظ
اینو قبلاً سینا ( پورطاهان) برام خونده
پاسخ رضا : خا حالا تو باید ضایع کنی
پور طـــاهان
چهارشنبه 31 فروردین 1390 10:59 ب.ظ
قبلا خونده بودم ، حال نداشتم دوباره بخونم
دایی ناصر عشق است
پاسخ رضا : دایی مختار
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo