تبلیغات
وبلاگ شخصی رضا هردورودی - کل شاعری

هر نظر سازنده ی شما افتخاریست برای ما

کل شاعری

نویسنده :رضا
تاریخ:پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390-04:08 ب.ظ

http://www.1doost.com/Files/Pictures/1389/08/30/Apple2/001.jpg

شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده :

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت

ادامه مطلب رو نخونی ضرر کردی جواب زیبایی به این شعر دادن...

بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:

من به تو خندیدم
چون كه می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیك
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تكرار كنان
می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

بعد از اونا یه شاعر جوون به اسم جواد نوروزی جواب این دو نفر رو داده :

دخترک خندید و
پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود…
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
” او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! ”
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
” مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! ”
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How you can increase your height?
جمعه 17 شهریور 1396 02:24 ب.ظ
A fascinating discussion is definitely worth comment.

I do believe that you ought to write more about this issue,
it might not be a taboo subject but typically folks don't talk about these
issues. To the next! Kind regards!!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 05:27 ب.ظ
whoah this blog is magnificent i love studying your
posts. Keep up the good work! You understand, a lot of individuals are
hunting around for this info, you can help them greatly.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 03:34 ق.ظ
I was extremely pleased to discover this website.
I need to to thank you for ones time due to this wonderful read!!
I definitely really liked every part of it and I have you
bookmarked to see new stuff on your site.
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 10:37 ب.ظ
Hurrah! At last I got a webpage from where I know how to truly take helpful facts regarding my study and knowledge.
پور طـــاهان
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 10:25 ق.ظ
سلام

شعر چهارم از من :

تو به کی خندید؟
مگه بی کار بودی؟
چرا سیب از باغچه همسایه دزدیدی؟
مگه این کار بد نیست؟
مامانت چند بار بهت گفت که دزدی نکنی؟
حالا که دزدیدی پس چرا نخوردی؟
باغبان پیر ورزش میکرد .
کاری با تو نداشت !
برو بچه دیگه دزدی نکن!
دختر همسایه رو سنگ نزن!
مادرت خونه دلش ، تو دیگه چنگ نزن !
جای دختر بازی ، چربی رو آبش کن !
خیلی وقته گذشته ، وبلاگو آپش کن !

با تشکر ! شعری فی البداحه ( Free Style ) از خودم .

در صورت انتشار نام شاعر ذکر شود
کپی رایت پور طـــاهان
پاسخ رضا : aaaaaaaaaaaliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
مصطفی_فرح آبادی
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 04:53 ب.ظ
دوتا اول خونده بودم ولی سومی رو نخونده بودم
جالب بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo